محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5138

تاريخ الطبرى ( فارسي )

غايب بودم ، تو به سبب انتساب به سلطان بدين كار شايسته تر بودى . » گويد : آنگاه بگفت تا وى را به حساب بكشند كه خراج را نيز با نماز و حادثات بر عهده داشت . گويد : وقتى عيسى بمرد ، مهدى از وى و فرزندانش آزرده بود ، كه به سبب شكوهمندى وى تقدم بر او را خوش نمىداشته بود . ( 165 در اين سال مهدى به طلب زنديقان و جستجوشان در آفاق و كشتنشان بكوشيد ، كارشان را به عمر كلواذى سپرد كه يزيد بن فيض دبير منصور را بگرفت و او چنان كه گويند مقر شد و به زندان شد آنگاه از زندان فرار كرد كه به دو دست نيافت . و هم در اين سال ، مهدى ، ابو عبيد الله ، معاوية بن عبيد الله را از ديوان رسائل معزول كرد و ربيع حاجب را بر آن گماشت كه سعيد بن واقد را جانشين كرد و ابو - عبيد الله به اقتضاى منزلت خويش اجازهء ورود مىيافت . و هم در اين سال ، به بغداد و بصره مرگ و سرفهء سخت و وباى سخت رواج يافت . و هم در اين سال ، ابان بن صدقه به گرگان درگذشت . وى دبير رسايل موسى بود و مهدى ، ابو خالد يك چشم ، يزيد ، جانشين ابو عبيد الله را به جاى وى فرستاد . و هم در اين سال ، مهدى دستور داد تا مسجد الحرام را بيفزايند و بسيارى خانه ها در آن افتاد . كار بناى افزوده ها با يقطين بن موسى بود و همچنان در اين كار بود تا مهدى درگذشت . در اين سال ، يحيى حرشى از طبرستان و رويان و ديگر جاهاى اين ناحيه كه به دست وى بود معزول شد ، و عمر بن علا ولايتدار آنجا شد . فراشته وابستهء مهدى ولايتدار گرگان شد و يحيى حرشى از آنجا نيز معزول شد .